سفر کردن را دوست دارم،نه فقط به یک جای خاص،بلکه به کلیه مناطق مختلف چون هر کدام از این سفرها به مادرس ها واندیشه هایی می آموزد.سفر کردن به ما فرهنگ ،آداب و رسوم وخیلی چیزهای دیگر که مخصوص همان شهر است رامی آموزد.از خود سفر بیشتر از جاهایی که میگذرم تا به یک نقطه ویک جای خاص که برسم آنرا دوست دارم‌. از کوها واز دشت ها و از کویر می گذرم، آنها همه زیبا هستند.آنها به ما می آموزند زندگی در هر شرایط زیبا است.زیبایی های سفر را دوست دارم،چون به یک نقطه متمرکز نیست، بلکه به کلیه جهات سفر و مسیر سفر مربوط می شود. تشنه سفر کردن هستم ؛و وقتی به یک جای خاص میرسم تشنگی من رفع نمی شود،چون دوباره سر ریز میکند و منتظر سفر های دیگر است.از همه بیشتر تشنه ی سفربه جایی است، که دیگر هیچ آدمی همراه من نیست؛ وآن موقع من و سفر با هم همراه می شویم و سفر کردن من در آن لحظه تمام میشود وبه آخر می رسد و من هم در آن شرایط سیراب میشوم.